<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>درک حضور دیگری</title>
<link>http://deghar.blogfa.com/</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Mon, 23 Jun 2008 10:37:36 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>نگهبان عبوس رنج خویشیم</title>
<link>http://deghar.blogfa.com/post-12.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;,&apos;serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;,&apos;serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;در حاشیه‌ی حوادث دانشگاه زنجان&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;,&apos;serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;وقتی در گفتگوی یکی از دانشجویان دانشگاه زنجان با رادیو برابری روایت جمعیتی چند صد نفری را شنیدم که در هنگامه‌ی برپایی جشن سازش در سالن ورزش، سرخورده و مغموم پشت درهای سالن ایستادند و برخی از ایشان به گریه نشستند، خاطره‌یی تلخ و جانکاه در پیش چشمانم جان گرفت.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;,&apos;serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;عصر روز دوشنبه، 22 تیر ماه 1378 و در چهارمین روز تحصن‌های اعتراضی در پی حمله به کوی دانشگاه تهران، اعضای دفتر تحکیم وحدت که در همه‌ی روزهای گذشته سعی می‌کردند هدایت اعتراضات مردمی ـ دانشجویی را در دست داشته باشند، اختیارات خود را به شورای منتخب متحصنین واگذار کردند. این تغییر البته به حکم رعایت اقتضائات دموکراتیک انجام نگرفت بلکه به این دلیل انجام شد که دفتر تحکیم وحدت دیگر توانایی هدایت اعتراضات را به کلی از دست داده بود. آنان تحت فشار اصلاح‌طلبان حکومتی می‌خواستند اعتراضات را تمام کنند و چنین نیز کردند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;,&apos;serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;در حالی که تریبون به طور مرتب اعلام می‌کرد از فردا هیچ تحصنی در کار نیست و در شرایطی که معترضین حاضر در دانشگاه در جنگ و گریز برای حفظ کنترل درهای دانشگاه تهران بودند، از دانشجویان خواسته شد از درهایی که هنوز قابل تردد است خارج شوند. عجیب بود که چرا یگان ویژه‌ی ضد شورش، نیروهای امنیتی و چماقداران هدایت شده‌ی موسوم به «گروه‌های فشار» درست در همان روزی در صحنه حاضر شدند که تریبون رسمی دفتر تحکیم وحدت خواستار پایان تحصن‌های زنجیره‌یی اعتراضی بود. آنچه که دلیل این هم‌زمانی بوده است البته هنوز معلوم نیست. باید اسناد و مدارک مذاکراتی که در بالاترین مراجع قدرت در حال انجام بود به دست آید تا معلوم شود چه اتفاقی رخ داده بود. اما مسلم است که حاکمیتِ در موضع ضعف قرار گرفته اینک تصمیم داشت تعرض کند و این البته به این دلیل بود که اصلاح‌طلبان حکومتی و پدران معنوی دفتر تحکیم وحدت در میان ایشان که تئوری «فشار از پایین و چانه‌زنی از بالا» راهنمای عملشان بود هم دیگر ادامه‌ی تحصن را صلاح نمی‌دانستند. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;,&apos;serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;حاکمیت برای حفظ خود یکپارچه شده بود و می‌توان حدس زد که اعضای دفتر تحکیم وحدت تحت چه فشاری بوده‌اند تا «بساط» تحصن را جمع کنند. تا اینجای ماجرا اما مسئله‌یی نیست و یا لااقل اگر باید یقه‌ی کسی را گرفت و از او خواست که پاسخ بدهد، یقه‌ی آهاری اصلاح‌طلبان حکومتی در دولت و مجلس و احزاب پدرفرموده‌ی اصلاح‌طلب مناسب‌تر و واجب‌تر است. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;,&apos;serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;اصلاح‌طلبان حکومتی که در روزهای اول آغاز تحصن‌های اعتراضی لابد برای «چانه‌زنی در بالا» سخنرانی‌های آتشین می‌کردند و در روزنامه‌هایشان لحظه به لحظه‌ی تحصن‌ها را گزارش می‌دادند به ناگه عقب نشستند و دانشگاه را رها کردند تا دریده شود. آنها البته تلاش کردند بازوی اجرایی‌شان در دانشگاه را که هنوز تا فصل دوری از قدرت چند سالی فاصله داشت، از گزند بلا برهانند و چنین کردند. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;,&apos;serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;نتیجه‌ی چنین رفتاری را امروز همه‌ی ما می‌دانیم. هیچ‌کس به دلیل حمله به کوی دانشگاه محکوم نشد و انگار حمله‌کنندگان به یکباره از آسمان فرود آمده و بعد از انجام «وظیفه» غیب شده بودند. نیروهای امنیتی در اطراف کوی دانشگاه و دانشگاه تهران کمین‌های دنباله‌داری ترتیب دادند تا هر کسی را که به نظر «مشکوک» می‌آمد بازداشت کنند. بسیاری از دانشجویان و شرکت‌کنندگان در تحصن‌های اعتراضی روانه‌ی بند شدند و آنانی که دورترین نسبت‌ها را با کل مجموعه‌ی حاکمیت به خصوص اصلاح‌طلبان حکومتی داشتند، تحت فشار قرار گرفتند تا با اعتراف به «هدایت اغتشاشات» جلوی ضربه خوردن مجموعه‌ی اصلاح‌طلبان حکومتی و نیز دفتر تحکیم وحدت به مثابه‌ی بازوی اجرایی ایشان در دانشگاه گرفته شود. قاتل تنها کشته‌ی رسمن اعلام شده‌ی حوادث کوی دانشگاه تهران، عزت ابراهیم‌نژاد هنوز ناشناخته مانده است. شورای منتخب متحصنین بعد از چندی تحت فشار همان مراجع قدرت اعلام انحلال کرد و کمیته‌ی تحقیق و تفحصی که تنها عطیه‌ی اصلاح‌طلبان حکومتی به جنبش دانشجویی بود با انتشار گزارشی ابتر، نیمه‌کاره و دروغ‌پردازانه قضیه را به نفع مجموعه‌ی حاکمیت فیصله داد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;,&apos;serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;و اما آن تصویر دردآور در همان دوشنبه‌ی کذایی در ذهن من ثبت شد. در آن هنگامه‌یی که اعلام شد همه دانشگاه را ترک کنند، در همان لحظات اولیه برخی از سران دفتر تحکیم وحدت که لابد از پشت پرده بیش از ما خبر داشتند درون آمبولانس‌هایی که برای انتقال مجروحین به درون دانشگاه آمده بود، مخفی شدند و هنوز هم دانسته نشده است که چگونه از میان آن همه نیروی امنیتی و ضد شورش که دانشگاه تهران را در محاصره‌ی خود داشتند، گذشتند. ما، جمع پراکنده‌ی کوچکی در درون دانشگاه گرفتار آمده بودیم و تنها در شمالی دانشگاه تهران در کنترل دانشجویان مانده بود. دیگر چیزی برای مقاومت باقی نمانده بود. دانشگاه در مقتل مصلحت‌اندیشی‌های متسامح و متساهل اصلاح‌طلبان حکومتی ذبح شده بود. آن جمع کوچک از در شمالی خارج و در خیابان‌های اطراف دانشگاه پراکنده شد. بسیاری از ما همان شب در حالی که گنگ و سرخورده دربه‌درِ کوچه پس کوچه‌های اطراف دانشگاه بودیم، بازداشت شدیم و برخی توسط مردمی که از آن منطقه گذر می‌کردند نجات یافتیم. خود من بعد از سه بار بازداشت و رهایی که به واقع شبیه معجزه بود، توسط جوانانی که هنوز هم نمی‌دانم چه کسانی بودند اما از بوی تند عرق و ساک‌های ورزشی‌شان می‌شد حدس زد از باشگاهی ورزشی روانه‌ی خانه‌اند، از مخمصه‌ی محاصره خارج شدم تا دو هفته بعد و این‌بار به عنوان یکی از رهبران «اغتشاشات» بازداشت شوم. تصویر آن گریه‌های یأس‌آور پشت در سالن ورزش دانشگاه زنجان من را به یاد تصویر آن دربه‌دری‌های جانکاه در کوچه پس کوچه‌های اطراف دانشگاه تهران انداخت.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;,&apos;serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;در دانشگاه زنجان چه گذشت؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;,&apos;serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;قصد تجاوز حسن مددی، معاون دانشجویی دانشگاه زنجان به یک دختر دانشجو، که درست به اندازه‌ی خود تجاوز کثیف و نکبتی و نفرت‌آور است، سرآغاز سلسله تجمع‌هایی شد که طی آن دانشگاه زنجان به میدان اعتراض آمد. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;,&apos;serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;در فصلی که حاکمیت گمان می‌کرد با سرکوب و تعقیب و تعلیق و اخراج فعالان دانشجویی، دانشگاه را برای همیشه وادار به سکوت کرده است، دانشگاه زنجان در کنار پاره‌یی دانشگاه‌های معترض دیگر مانند سهند تبریز و دانشگاه شیراز و تربیت معلم کرج و بوعلی سینای همدان به مثابه‌ی خونی در رگ‌های خشکیده‌ی فعالیت‌های دانشجویی به میدان آمد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;,&apos;serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;دانشجویان دانشگاه زنجان در اعتراض به آدمی‌ستیزانه‌ترین رفتار مدیریت تحت امر دولت «اصولگرا» و برای دفاع از حرمت دانشگاه دست به تحصن زدند و دانشگاه را به تسخیر خود درآوردند. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;,&apos;serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;خواسته‌های دانشجویان معترض را می‌توان دو دسته دانست. اول: خواسته‌هایی چون «تعلیق دو روزه‌ی امتحانات دانشگاه و تعلیق موقت روزهای آتی در صورت ادامه‌ی تحصن» و یا «برکناری بی قید و شرط حسن مددی» که در طول تحصن و خودبه خودی متحقق می‌شد. طبیعی بود که در آن هنگامه‌یی که هزاران دانشجوی دانشگاه زنجان، دانشگاه را در اختیار خود گرفته‌اند و هیچ‌کس حق ورود به محیط دانشگاه را ندارد، امتحانی در کار نباشد و نیز معاون دانشگاه که فیلم رسوایی ننگ‌آورش در تمامی شبکه‌های اینترنتی و ماهواره‌یی پخش شده است دیگر نتواند به دانشگاه بازگردد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;,&apos;serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;و دوم: خواسته‌هایی چون «مخفی ماندن هویت دختر قربانی حادثه‌ی غیراخلاقی شنبه، 25/3/87 و عدم پیگرد قانونی چه در دانشگاه و چه در مراجع قضایی»، «پایان گرفتن برخوردهای حراست با دانشجویان در محیط دانشگاه و خوابگاه‌ها و تعویض رییس حراست»، «بررسی مجدد همه‌ی پرونده‌های کمیته‌ی انضباطی در دوره‌ی دبیری حسن مددی»، «پایان گرفتن برخوردها با تشکل‌ها و کانون‌ها و نشریات دانشگاهی و قومیتی» و تاکید بر این‌که «به هیچ عنوان برخوردی با متحصنین چه در طول دوران تحصن و چه پس از آن صورت نگیرد». خواسته‌هایی که حتا تحقق برخی از آنها پیروزی بزرگی برای دانشجویان محسوب می‌شد. دانشجویان دانشگاه زنجان این فرصت را داشتند که علاوه بر بازگشایی تشکل‌ها و نشریه‌های توقیف شده‌ی خود یک فرصت دیگر برای بازگشت دانشجویانی که به دلایل سیاسی و نیز به بهانه‌های «اخلاقی» اخراج و تعلیق شده‌اند، فراهم آورند. آنها می‌توانستند با بهره‌گیری از تحمیل خواسته‌هایشان به وزارت علوم پرونده‌ی دانشجویانی را که معاون متخلف دانشگاه در مقام دبیر کمیته‌ی انضباطی موجبات اخراج و تعلیق آنان را فراهم آورده است، زیر نظر نگاه حساس شده‌ی رسانه‌های جمعی و نهادهای مردم‌پایه بازخوانی کنند و نشان دهند که مدیریتی از آن دست که حالا چنین رسوا شده، چگونه با اعمال سلیقه‌های شخصی و سیاسی به سرکوب فعالان دانشجویی پرداخته است. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;,&apos;serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;از همه مهم‌تر آنان می‌توانستند با دفاع از امنیت دختری که شجاعانه و بی هراس از آنچه می‌توانست «رسوایی» و «بدنامی» تلقی شود، اخاذی جنسی معاون دانشگاه زنجان را افشا کرده بود، در واقع از نوعی «رفتار» انسانی و اعتراضی دفاع کنند. و نیز با حفظ امنیت دانشجویانی که در جمعیتی چند هزار نفری در تحصن‌های اعتراضی شرکت کردند، موجب شوند بدنه‌ی دانشگاه طعم پیروزی بدون پایانی تراژیک را بچشد. آنان می‌توانستند موجب شوند بدنه‌ی دانشگاه با فعالان دانشجویی آشتی کند تا «جنبش دانشجویی» بتواند به واقع تبدیل به «جنبش» شود. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;,&apos;serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;این همه اما نشد و از همه بدتر دختر افشاگر آن حادثه بازداشت شد چرا که اعضای شورای تحصن متشکل از نمایندگان بسیج دانشجویی، انجمن اسلامی و شورای صنفی دانشگاه زنجان تحت هدایت پاره‌یی از اصلاح‌طلبان حکومتی و به طور مشخص سعدالله نصیری، نماینده‌ی وابسته به حزب اعتماد ملی زنجان در مجلس هشتم و نیز شیخ رحمت‌الله بیگدلی، مسئول این حزب در استان زنجان تن به سازش دادند. آنها در شرایطی اعلام می‌کردند کلیه‌ی خواسته‌های دانشجویان پذیرفته شده است و دانشجویان را در ضیافت سازش به شادی می‌خواندند که از میان خواسته‌های آنان تنها برکناری مددی تحقق یافته بود.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;,&apos;serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;خود آیا به دو حرف تاب‌تان هست؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;,&apos;serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;پس از تجمع 30 مهر 1386 در پلی‌تکنیک، مهدی عربشاهی، عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت و از قضا دانشجوی سابق دانشگاه زنجان در مطلبی با عنوان «&lt;A href=&quot;http://www.alefba78.blogfa.com/post-48.aspx&quot; target=_blank&gt;درباره‌ی ضرورت رعایت اخلاق سیاسی&lt;/A&gt;» به رفتار بخشی از فعالان چپ دانشجویی که آن را «غیر اخلاقی» می‌دانست، اعتراض کرد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;,&apos;serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;من نیز در پاسخی با عنوان «&lt;A href=&quot;http://www.deghar.blogfa.com/post-7.aspx&quot; target=_blank&gt;ما از پی رد پای باد نمی‌رویم&lt;/A&gt;» تلاش کردم ابتدا نشان دهم که پاره‌یی از آن رفتارها به تعبیر عربشاهی غیراخلاقی و به تعبیر من غیردموکراتیک نیست و بعد هم با پذیرفتن پاره‌ی دیگری از انتقادها اول توضیح بدهم که چرا دوستان دفتر تحکیم وحدت نمی‌توانند ادعای دفاع از رفتارهای «اخلاقی» را داشته باشند و بعد هم توضیح دهم که چنان اعمالی تنها از سوی یک طیف از نیروهای چپ دانشجویی انجام شده وکسی حق ندارد به سبب رفتار فعالان یک طیف مشخص، همه‌ی نیروهای چپ را مورد نقد قرار دهد. بعد از این بود که تلاش کردم توضیح دهم جدال‌هایی از این دست، جدال بر سر جنبشی ناموجود است که هیچ اثری از حضور بدنه‌ی دانشگاه در آن دیده نمی‌شود.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;,&apos;serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;اینک اما عملکرد سازشکارانه‌ی اعضای انجمن اسلامی دانشگاه زنجان درست در زمانه‌یی به جنبش دانشجویی ضربه زده است که یک دانشگاه و هزاران دانشجو در مقابل قدرت حاکم ایستاده بود. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;,&apos;serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;در این میان البته حساب اعضای بسیج دانشجویی به عنوان نهاد حامی وضعیت موجود در دانشگاه‌ها روشن است و تکلیف اعضای سازشکار شورای صنفی را نیز خود دانشجویان اگر بخواهند روشن خواهند کرد. اما گمان می‌کنم اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در مقابل عملکرد بخشی از نیروهای زیرمجموعه‌شان باید پاسخگو باشند و در مورد آنچه که در دانشگاه زنجان رخ داده است، توضیح دهند. نمی‌توان با شعار دادن و پنهان شدن پشت اخبار دروغین آنچه را که در واقع رخ داده است، پنهان کرد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;,&apos;serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;آنانی که سنگ رفتارهای «اخلاقی» را به سینه می‌زدند باید توضیح دهند که در مقابل تکه پاره شدن پلاکاردهای فعالان دانشجویی چپ دانشگاه زنجان از سوی اعضای انجمن اسلامی چه برخوردی خواهند داشت؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;,&apos;serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;آنها باید پاسخ دهند آیا تبلیغ و لجن‌پراکنی اعضای انجمن اسلامی بر علیه فعالان چپ دانشگاه زنجان برای پوشاندن نتیجه‌ی فضاحت‌بار عملکرد خودشان را «اخلاقی» می‌دانند؟ &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;,&apos;serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;آنها باید پاسخ دهند چگونه رفتار اعضای انجمن در سپردن سرنوشت تحصن هزاران دانشجو به دست اصلاح‌طلبان حکومتی و تازه یکی از محافظه‌کارترین جناح‌های آن را توجیه می‌کنند؟ &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;,&apos;serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;آنها باید پاسخ دهند نتیجه‌ی سرخوردگی دانشجویانی که چندین روز زیر تیغ آفتاب و در تاریکی و سرمای دانشگاه بیابانی زنجان پای تحصن ایستادند چگونه داده خواهد شد؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;,&apos;serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;آنها باید پاسخ دهند ابتر کردن اعتراضات دانشجویی توسط اعضای انجمن اسلامی دقیقن به نفع چه کسانی تمام شده؟ و نقش اعضای انجمن اسلامی در انجام این خدمت به نهادهای سلطه تا چه اندازه آگاهانه بوده است؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;,&apos;serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;آنها باید پاسخ دهند چرا در جلسه‌یی که اعضای انجمن اسلامی جشن سازش برپا کرده بودند و با امضا گرفتن از دانشجویان تلاش می‌کردند عملکرد سازشکارانه‌ی خود را توجیه کنند، اجازه نداده‌اند دانشجویانی که مخالف پایان دادن به تحصن بوده‌اند، و از جمله دانشجویان چپ دانشگاه زنجان سخن بگویند؟ و این شکل از رفتار تا چه اندازه «اخلاقی» است؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;,&apos;serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;آنها باید پاسخ دهند اینک که در پی سازش شیادانه‌ی اعضای انجمن اسلامی و در نتیجه، بازداشت دختری که اخاذی جنسی مددی را افشا کرده بود دیگر هیچ دختری جرات نخواهد کرد اعمالی این چنین را افشا کند، چقدر احساس «پیروزی» می‌کنند؟ و آیا هنوز مدعی می‌شوند که همه‌ی خواسته‌های دانشجویان پذیرفته شده است؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;,&apos;serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;و بیش از همه بسیار دوست دارم بدانم اگر یکی از آنها را در مقابل دختری که چند روز را در سلولی لابد نمور در بازداشتگاه گذراند، قرار دهند چه پاسخی برای گفتن دارد؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;,&apos;serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=4&gt;در همان مطلب «ما از پی رد پای باد نمی‌رویم» نوشته بودم: «ما چپ‌ها، لااقل بخشی از ما چپ‌ها بر اساس باورهایمان و نه برای خوشامد دوستان تحکیم وحدت، می‌توانیم پیکان انتقاد را به سمت اردوگاه چپ بچرخانیم اما آیا عربشاهی و دوستان لیبرال توان این را دارند که لبه‌ی تیز نقدشان را به سوی اردوگاه راست بگردانند؟» و این البته هنوز پرسشی باقی‌ست که پاسخ نگرفته است.&lt;/FONT&gt; &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 23 Jun 2008 10:37:36 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=deghar&amp;postid=12</comments>
<dc:creator>deghar</dc:creator>
<guid>http://deghar.blogfa.com/post-12.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>در دفاع از کار فرهنگی</title>
<link>http://deghar.blogfa.com/post-11.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;,&apos;serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;راست‌های ایرانی سال‌هاست این تلقی مسلط را گسترش می‌دهند که سرتاسر تاریخ ایران از سال 1320 تاکنون، متاثر از حزب توده‌ بوده است و از قضا حق با آنهاست. مشکل درست از آنجایی آغاز می‌شود که این روایت راست‌کیش از تاریخ، همه‌ی مصائب دیروز و امروز را با نگاهی «دائی جان ناپلئونی» و پارانویایی هیستریک متوجه تاثیری می‌کند که این حزب از خود بر جای گذاشته است. برای اردوگاه راست ایرانی، انتقاد از حزب توده به مثابه‌ی فرار به جلو در خدمت لاپوشانی انفعال، دریوزگی، بزدلی و فرصت‌طلبی‌های راست ایرانی در بزنگاه‌های تاریخی است.&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;,&apos;serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;حزب توده اما منظره‌یی است با زشتی‌ها و زیبایی‌های توأمان. این مطلب ولی در نقد یا دفاع از حزب توده نوشته نشده است بلکه سعی دارد با نگاهی به وضعیت امروز بخشی از عملکرد حزب توده را تشریح کند و نیز درست به نقد همان بخش از عملکرد حزب توده بنشیند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;,&apos;serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;جز باد هیچ به کف اندر نبود&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;,&apos;serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;حزب توده‌ی ایران پس از شکست تاریخی 28 مرداد 1332 دیگر هیچگاه نتوانست به دوران اوج قدرتش در دهه‌ی بیست بازگردد. دوران طلایی و فرخنده‌یی که حزب توده گسترده‌ترین و مترقی‌ترین حزب موجود در ایران بود. با این همه حزب توده در روز کودتای 28 مرداد نیروهایش را در خانه نگاه داشت نه به این دلیل که توافقی پنهانی میان انگلستان و آمریکا و شوروی در میان بود، نه به این دلیل که قصد داشت به دولت مصدق خیانت کند، و نه به دلایل افسانه‌یی دیگری که روایت راست‌کیش تاریخ سال‌هاست آن را تکرار می‌کند تا بزدلی خود را در روز کودتا بپوشاند. دلیل بی‌عملی حزب در روز کودتا این بود که حزب توده از اساس حزبی نبود که برای انقلاب آمده باشد. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;,&apos;serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;حزب توده در زمانه‌یی متولد شد که انقلابی‌گری چپ در چنبره‌ی فترت گرفتار آمده بود. آخرین رهبران انقلابی یا چون کارل لیب‌کِنِشت و رزا لوکزامبورگ بر سنگفرش‌های آلمانی با جمجمه‌یی از هم پاشیده جان سپرده بودند، یا چون آنتونیو گرامشی گرفتار زندان فاشیستی شده بودند و یا در تصفیه‌های استالینی از دم تیغ گذشته بودند. عصر سلطه‌ی استالینی بر چپ جهانی آغاز شده بود و این استالین بود که می‌گفت: «انترناسیونالیست کسی است که حاضر است بی چون و چرا و بدون تزلزل و بدون قید و شرط از اتحاد جماهیر شوروی دفاع کند. زیرا هر کس که خیال می‌کند از انقلابی جهانی بدون اتحاد جماهیر شوروی یا به رغم آن دفاع می‌کند، علیه انقلاب اقدام می‌کند و ناگزیر به اردوی دشمنان انقلاب درمی‌غلتد.» &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;,&apos;serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;اتحاد جماهیر شوروی سرمست از فتوحات جنگ جهانی دوم و اشغال نیمه‌ی شرقی اروپا که با دولت‌های دست‌نشانده و کمونیست‌های سر به راه آذین شده بود و نیز در هراس از بمب‌های اتمی آمریکا که به عنوان قدرت هژمونیک جهان سرمایه از دل خاکسترهای جنگ جهانی دوم به کار سر کشیدن بود، مایل بود فتیله‌ی انقلاب را پایین بکشد تا مبادا جایی مجبور شود با قدرت اتمی شاخ به شاخ شود. چنین بود که آن بخشی از انقلابیون جهان چون فرقه‌ی دموکرات آذربایجان و کمونیست‌های یونان که هنوز در سر سودای انقلاب سرخ داشتند و چشم امید به یاری‌های شوروی به عنوان اولین پایگاه جهانی پرولتاریای انقلابی بسته بودند، قربانی شرایطی شدند که بقای دولت حزبی تزارهای سرخ کرملین به حفظ آن گره خورده بود.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;,&apos;serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;چنین بود که از آن پس احزاب کمونیست جهان، و نیز حزب توده‌ی ایران، در بهترین حالت تلاش می‌کردند به عنوان نمایندگان چپ در جامعه، چند کرسی پارلمانی به دست بیاورند، دولت‌های راست را با افشاگری و انتقادهای خود تحت فشار بگذارند، در جهت گسترش تامین اجتماعی و احقاق حقوق فرودستان تلاش کنند و در آرمانی‌ترین شکل وارد دولت‌های ائتلافی چپگرا شوند. و البته در کنار همه‌ی اینها «بدون تزلزل و بدون قید و شرط» از منافع اتحاد جماهیر شوروی دفاع کنند تا برادری انترناسیونالیستی خود را به اثبات برسانند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;,&apos;serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;دولت‌های غربی و غربگرا نیز از این همه بی اطلاع نبودند چنین بود که دست به سرکوب خونین چپ نزدند چرا که دیگر چپ، خطری انقلابی نبود. افسانه‌ی هراس دربار ایران از حزب توده آنگاه آشکار می‌شود که در بهترین موقعیت سرکوب، در حالی که ترور شاه در 15 بهمن 1327 و بعد تصویب انحلال حزب توده در مجلس بهترین موقعیت را برای برچیدن یکباره‌ی تشکیلات حزب به حاکمان می‌داد. در حالی که تقریبن تمامی رهبران شناخته شده‌ی حزبی در پی ماجرای ترور شاه بازداشت شده بودند و می‌شد با یک چرخش قلم آنها را به بهانه‌ی توطئه علیه جان شخص اول مملکت به جوخه‌ی آتش سپرد، سرکوب در نقطه‌یی متوقف شد و تشکیلات حزب در تمام آن سال‌ها تا کودتای 28 مرداد به شکل نیمه علنی ـ نیمه مخفی به حیات خود ادامه داد. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;,&apos;serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;جهان اما چنین نماند. انقلاب زردهای سرخ در چین نشان داد که هنوز انقلابی‌گری چپ می‌تواند از جایی سربر کشد. و البته کشف سازمان نظامی حزب نیز هراس به جان دربار انداخت تا سرکوب همه جانبه و اعدام اعضای حزب را آغاز کند. همان‌طور که نظامیان جهان، پشتیبانی شدند تا زیر نظر جلادهای شناخته شده‌یی چون گریدی و کیسینجر، هر گاه حزبی چپگرا بخواهد از خط قرمز عبور کند و دمی به خمره‌ی انقلابی‌گری بزند، جوی خون راه بیندازند. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;,&apos;serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;احزاب کمونیست جهان، و نیز حزب توده‌ی ایران، هرگاه با سرکوبی چنین روبه‌رو ایستادند بلافاصله به احزابی تبدیل شدند در تبعید اروپای شرقی تا با آب مقدس رفرمیسمی که در اولین پایگاه پرولتاریای انقلابی تولید می‌شد، غسل تعمید داده شوند. آنان اگر پیش از این در بین‌الملل‌های کمونیستی می‌آموختند «چگونه انقلاب کنند»، اینک باید درس جدیدی می‌گرفتند. و طنز تاریخ بود شاید که این درس درست در کشوری به آنها داده می‌شد که برای اولین بار انقلابی‌گری چپ در خاک آن از روی صفحه‌ی کاغذ به متن جامعه کشیده شد. در کشوری که قرار بود «کشور شوراها» باشد به کمونیست‌های جهان می‌آموختند «چگونه انقلاب نکنیم.»&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;,&apos;serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;آن‌که هنوز زنده است نگوید: «هرگز»&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;,&apos;serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;شبح انقلاب اما به خواست کرملین نشسته‌گان از چراغ جادو بیرون نیامده بود تا به خواست و اراده‌ی آنان اسیر شود. در گوشه‌های جهان نسلی در کار سربر کشیدن بود که رویای انقلاب سرخ را در سر می‌پروراند. چنین بود که صدای گلوله‌ها و فریادهای جوانان شورشی، خواب خوش جهانی را که می‌رفت عرصه‌ی معامله‌ی پنهان و آشکار انقلابیون دیروز با جلادان هنوز شود بر هم زد. آنها آمده بودند تا نشان دهند «آنچه ثابت و پابرجاست، ثابت و پابرجا نیست.»&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;,&apos;serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;این شورش درست همان‌طور که باید می‌بود با گذر از شوروی آغاز شد. و گذر از شوروی به گذر از احزاب کمونیست، و نیز حزب توده‌ی ایران رسید. جوانان شورشی دیگر از روی سرمشق «مسائل سوسیالیسم» و بولتن‌های حزبی نمی‌نوشتند. آنان می‌خواستند با مغز خودشان فکر کنند و با پاهای خودشان راه بروند. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;,&apos;serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;در این گوشه‌ی جهان، شورش جوانان در قالب حضور و ظهور جنبش فدایی وارد عرصه‌ی نمادین شد. درست به همین دلیل بود که تئوریسین‌های نسل اول جنبش فدایی، بیژن جزنی، امیرپرویز پویان و مسعود احمدزاده فقط همان را نوشتند که درست می‌دانستند و نخواستند که با اتکا به آیه‌آوری‌های مهوع از لابه‌لای جملات مارکس و انگلس و لنین و استالین و تازگی‌ها مائو، درستی نظراتشان را ثابت کنند. آنها اما زنده نماندند تا آنچه را آغاز کرده بودند به انجام برسانند. امیرپرویز پویان در 3 خرداد 1350 در نبرد مسلحانه‌ی خیابان نیروی هوایی جان باخت، مسعود احمدزاده در 11 اسفند 1350 تیرباران شد و بیژن جزنی در زندان ماند و نوشت تا در فروردین 1354 دزدانه در تپه‌های اوین به قتل برسد. و فاجعه درست از همین جا بود که آغاز شد. اینک با دلی چرکین و احترامی تمام قد به مرگ فدایی حمید اشرف و حمید مومنی باید نوشت: همان‌گونه که حمید اشرف در عرصه‌ی عمل سیاسی جنبش فدایی را در چهارچوب‌های سانترالیسم «سازمان» که شد نام رسمی جنبش، دچار اختگی کرد، حمید مومنی نیز با نوشتن کتاب‌ها و جزوه‌هایی پر از آیه‌های زمینی پویایی نظریه‌ی فدایی را از آن گرفت.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;,&apos;serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;زمان به ریشخند ایستاده است&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;,&apos;serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;انقلاب 57 که از راه رسید درهای زندان‌ها باز شد و تبعیدیان به وطن بازگشتند. آنهایی که هنوز در خانه‌های مخفی بودند به خیابان آمدند و دفاتر رسمی با تابلوهای بزرگ و ارگان‌های علنی برپا شد. هرکس توشه‌یی را که در سال‌های مبارزه با رژیم پهلوی اندوخته بود به داو گذاشت و جامعه‌ی سیاسی شده در رفتار خود این اندوخته‌ها را به قضاوت نشست. «سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران» آنگاه که ساواک میکده را به دفتر خود بدل کرد اندوخته‌یی حماسی داشت تا او را در زمانی اندک به وسیع‌ترین تشکل چپ ایران بدل کند. اندوخته‌یی سرشار از بوی خون و آتش و باروت، با پوسترهای تمام قد یاران از دست رفته‌یی که زندگی و مرگشان تن به افسانه می‌زد. و این البته کمترین مهربانی تاریخی بود که می‌شد از مردم رها شده انتظار داشت. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;,&apos;serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;توده‌یی‌ها نیز بی سر و صدا و آرام از تبعید بازگشتند و دفترشان را در خیابان 16 آذر، نزدیک دانشگاه تهران که زمانی در آن قدرت اول بودند و اینک نماد بدی، برپا کردند. تنها اندوخته‌ی حماسی آنها «شهدایی» بودند که چپ و راست اعتقاد داشتند حزب به آنها خیانت کرده است، افسرانی که با پایمردی بیست و پنج سال را در زندان ماندند که آن هم یا به دستور حزب برای نوشتن تنفرنامه اعتنایی نکرده بودند و یا آنقدر دیر گردن به دستور نهاده بودند که رژیم پهلوی فهمیده بود بخشی از این «تنفرها» ساختگی و دستوری است و نیز تنی چند از کسانی که در کوشش‌های نافرجام دهه‌ی سی و چهل برای سازمان دادن محفل‌های توده‌یی درگیر شده و تا پیروزی انقلاب در زندان مانده بودند. این کمبود تا زمانی که حزب به حضور علنی خود در ایران ادامه داد برای او آزاردهنده بود و از همین رو دست به انتشار کتاب «شهدای توده‌یی» زد و حتا گاه به گاه سعی کرد کسانی از دیگران را مصادره کند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;,&apos;serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;راست این است که بیست و پنج سال گذشته تنها سال‌های شورش جوانان چپگرا بر علیه حزب توده نبود. در بیست و پنج سال گذشته نه تنها حکومت پهلوی لحظه‌یی از تبلیغ بر علیه حزب توده کوتاهی نکرده بود که حتا راست‌های ایرانی نیز در صور ضدتوده‌یی می‌دمیدند. راست‌های ایرانی که درست در روز کودتا دولتی ملی را قربانی بزدلی‌های حقیر خود از قدرت‌گیری همین توده‌یی‌ها کرده و از به میدان خواندن مردم برای مقاومت در برابر کودتا سرباز زده بودند، در تمام بیست و پنج سال گذشته و هنوز هم سعی می‌کردند گناه آنچه را که باید انجام می‌دادند اما نکرده بودند به گردن حزبی بیندازند که همان زمان هم نیمه مخفی ـ نیمه علنی بود.&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;,&apos;serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;توده‌یی‌ها اما اندوخته‌یی هم داشتند که دیگر تشکل‌های چپ از آن بی‌بهره بودند. اگر اعضای اثرگذار و تصمیم‌گیرنده‌ی سازمان‌ها و احزاب دیگر یا زندانیان سیاسی آزاد شده بودند، یا چریک‌های مخفی و یا دانشجویان از خارج آمده‌یی که در اروپا و آمریکا دائم مشغول تظاهرات و میتینگ و سمینار و تحصن بودند، بخش بزرگی از تبعیدیان بازگشته‌ی توده‌یی که در حزب اثرگذار شدند دانشجویان و افسران تبعیدی سابقی بودند که به سال‌های تبعید در موسسه‌های شرق‌شناسی و دانشگاه‌های شرق اروپا تبدیل به دکترها و پروفسورها شده بودند. آنها آمدند با انبانی از ترجمه‌های نوظهور از اولیانفسکی و ایوانف و «اُسکی‌ها» و «اُف‌های» دیگر. با انبوهی از نویسندگان چیره‌دستی که بدون هیچ فاصله‌یی از «اُسکی‌ها» و «اُف‌ها» تحلیل‌های آنها را به زبان خودشان تکرار می‌کردند. این اندوخته‌یی بود که دیگر تشکل‌های چپ آن را نداشتند و درست در برابر همین اندوخته بود که باختند. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;,&apos;serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;چنین بود که چپ‌ها آنچه را که می‌خواستند وانهادند و درگیر صحنه‌یی شدند که نویسندگان و تئوریسین‌های چیره دست توده‌یی آن را پرداخته بودند. «سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران» که به عنوان میراث‌دار جنبش فدایی، بزرگترین سازمان مارکسیستی جوانان شورشی محسوب می‌شد هر چند در شماره‌های اول ارگانش، «کار» از تشکیل شوراها در کارخانه‌ها و روستاها و ارتش و ادارات دولتی ابراز شادمانی می‌کرد و دفاع از شوراها را وظیفه‌ی اصلی خود می‌دانست، اما در جدی‌ترین و سرنوشت‌سازترین نبرد برای تشکیل و حفظ شوراها در ترکمن صحرا تن به مصالحه داد تا آنچه را که حالا دیگر «اصلی‌تر» می‌دانست حفظ کند. این مصالحه به قیمت برچیده شدن شوراها تمام شد تا فداییان تلاش کنند به «حزب طبقه‌ی کارگر» فرارویند. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;,&apos;serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;آرام آرام مسئله‌ی اصلی شد «اردوگاه سوسیالیسم واقعن موجود» و «اردوگاه امپریالیسم». در این میانه بود که آزادی‌ها به مسلخ سرکوب رفت. و بعد چپ‌ها مجبور شدند در میان دوگانه‌یی که توده‌یی‌ها ساخته بودند، از میان «لیبرال‌ها» و «مکتبی‌ها» یکی را انتخاب یا هر دو را رد کنند. فرقی نمی‌کرد ورود به بازی نشانه‌ی پیروزی حزب توده بود در راه انداختن بازی. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;,&apos;serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;راست‌ها نیز از آن پس هرگاه اتفاقی افتاد که از آن بوی چپگرایی به مشام می‌رسید چراغ برداشتند و دوره افتادند تا نفوذی‌های حزب توده را کشف کنند. چنین است که افسانه‌ی تحصیل «محمد موسوی خوئینی‌ها» به عنوان اصلی‌ترین حامی دانشجویان اشغال کننده‌ی سفارت آمریکا در میان سران حاکمیت اسلامی، در دانشگاه «پاتریس لومومبای» مسکو هنوز هم از سوی «علیرضا نوری‌زاده»، کارشناس مورد وثوق رسانه‌های سلطنت‌طلب و صد البته صدای فارسی آمریکا تکرار می‌شود و هم از سوی «رضا گلپور»، نویسنده‌ی جوان نزدیک به موتلفه‌ی اسلامی. و هنوز «ابراهیم یزدی» در دیدارهای خصوصی خود هشدار می‌دهد که باید همیشه حزب توده را جدی گرفت. و «مرتضا مردیها» معتقد است ضدیت با آمریکا نتیجه‌ی تبلیغات حزب توده است. می‌توان البته با این اندیشه‌ورزان راست‌گرا همدلی کرد اما از این منظر که جامعه‌ی ایرانی در آن زمانه‌ی تاریخی متاثر از چپ بوده است و چپ ایران متاثر از حزب توده. حزب توده با «کار فرهنگی» مهر و نشان خود را بر جان چپ ایرانی ثبت کرده است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;,&apos;serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;آینده از امروز آغاز می‌شود&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;,&apos;serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;قدرت مسلط، ترویج‌کننده‌ی «حقیقتی طبیعی و عرفی» است که در گفتمان رسمی، آموزش رسمی و حتا «اتهام‌های رسمی» بازتولید می‌شود. «حقیقتی» آنقدر «طبیعی و عرفی» که اعتراض به آن نشانه‌ی حماقت است. این «حقیقت» به ما می‌آموزد امر سیاسی از امر اجتماعی جداست و هر دوی اینها از امر فرهنگی. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;,&apos;serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;شورشگری در مقابل قدرت مسلط، بر هم زدن این گفتمان است. باید نشان داد که امر فرهنگی درست همان امر سیاسی است. از همین رو آنهایی که «کار فرهنگی» را انتخاب می‌کنند، مانند حزب توده از سر اجبار به آن تن نداده‌اند. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;,&apos;serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;راست این است که «کار فرهنگی» در چنین زمانه‌یی هیچ کم از کار چریکی ندارد. برای «کار فرهنگی» نه تنها باید رنج اندیشیدن را و نه تنها باید مصائب تحمیل شده بر همه‌ی منتقدان وضعیت موجود را تحمل کرد که باید «نقره داغ» شدن از سوی پدران خشماگین را نیز پذیرفت. پدرانی که تحمل خروج رادیکال از باورهای مسلط چپ را ندارند. «کار فرهنگی» با سوگیری رادیکال اما یعنی شورش بر هر آنچه به عنوان «حقیقتی مطلق» تکرار می‌شود. یعنی گذر از فرهنگ و سیاست پدران، یعنی گذر از وضعیت موجود. اینان پارتیزان‌های کافه‌نشینی هستند که رادیکالیسم را در قالب کلمه و تصویر و صدا به عرصه‌ی نمادین پرتاب می‌کنند تا عرصه‌ی نمادین را در هم بشکنند. آنان بدون خستگی فریاد می‌زنند: «پادشاه لخت است.» &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;,&apos;serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 18 Apr 2008 02:19:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=deghar&amp;postid=11</comments>
<dc:creator>deghar</dc:creator>
<guid>http://deghar.blogfa.com/post-11.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>کریه اکنون صفتی ابتر است</title>
<link>http://deghar.blogfa.com/post-10.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;پس از این‌که دولت احمدی‌نژاد سرانجام تصمیم گرفت این بار مانع از «تکرار فاجعه» شود تا «التقاط جدید نفاقی تازه نسازد» و شاید پس از آنکه یک «مقام عالی‌رتبه» در دولت نهم پیام «محمد قوچانی» را شنید و به یاد آورد در دورانی که «محافظه‌کاری سرشناس» بوده عهدنامه‌یی نانوشته با نئولیبرال‌های وطنی داشته است، گمان می‌کردم قوچانی و همراهانش در «شهروند امروز» برای ظاهرسازی هم که شده، یک چند سکوت کنند تا خط و ربط سرکوب گسترده‌ی فعالان چپ دانشجویی با آنها لااقل کدر شود. وقاحت این دسته‌ به پشتوانه‌ی حمایت از سوی اشخاص و نهادهای در قدرت اما آنچنان است که حتا در هنگامه‌یی که تیغ سرکوب به سوی چپ چرخیده با بی شرمی تمام چنگ بر روی چپ می‌کشند و در این طریق از تحریف و دروغ هم باکی ندارند. یکی از آخرین پرده‌های این نمایش سرمقاله‌یی است که قوچانی در شماره‌ی 28 نشریه‌اش به بهانه‌ی سالگرد تولد «احمد شاملو» نوشته با عنوان «زوال رهبری روشنفکری ادبی» و تاریخی تقلبی و دستکاری شده از کانون نویسندگان ایران ارائه کرده است.&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;کانون نویسندگان ایران تشکلی است صنفی که نزدیک به چهل سال در برابر سانسور و آزادی‌کُشی ایستاده است. چه بسیار اعضای کانون که تاکنون روانه‌ی بندهای دو حکومت پهلوی و جمهوری اسلامی شده‌اند، چه بسیار اعضای کانون که تاکنون طعمه‌ی چماقداران و زنده‌خورهای دو حکومت شده‌اند. چه بسیار اعضای کانون که در حریق کشتار شیفتگان آزادی و عدالت سوخته‌اند. این همه اما به باور من ارزش برتری بر کارنامه‌ی کانون نویسندگان نخواهد بود اگر نتوانسته باشد به رسالت خود در دفاع از آزادی بی حصر و استثنای اندیشه و بیان و نشر عمل کرده باشد. به باور من فرهنگی که می‌خواهد به پاس شهید و شاهد و بندی، هویتی را نقدناپذیر کند، فرهنگ دموکراتیکی نیست. اینها همه ولی مدال‌های افتخاری هستند بر سینه‌ی قریب به چهار دهه مبارزه برای آزادی بیان و کانون نویسندگان ایران سرآمد این مبارزه است. نهادی که تا همین امروز با وجود همه‌ی فشارها و دژخیمی‌ها پابرجا مانده و از آنچه که درست می‌داند با چنگ و دندان دفاع کرده است. اینها که نوشتم البته به آن مفهوم نیست که نمی‌توان یا نباید کانون نویسندگان را در بوته‌ی نقد گذاشت. راست این است که به باور من بازخوانی انتقادی تاریخ چپ، وظیفه‌ی چپ امروز است. کانون نویسندگان هرچند نهادی صنفی است که هر نویسنده‌یی با هر باورداشتی می‌تواند عضو آن باشد اما به دلیل آنکه چپ در پیکره‌ی روشنفکری مستقل ایران همواره و هنوز هم دست بالا را داشته است، بازخوانی انتقادی تاریخ آن پیوندی ناگزیر با بازخوانی تاریخ چپ خواهد داشت.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;محمد قوچانی اما تاریخ کانون نویسندگان ایران را نقد نکرده است. او تاریخ کانون را تحریف کرده تا برای نظریه‌پردازان نئولیبرال وطنی آبرویی بخرد. قوچانی می‌خواهد روشنفکری چپ را جنازه‌یی پوسیده و رو به فروپاشی جلوه دهد و آنگاه با مثله کردن این جنازه‌ی خودساخته، قامت همفکرانش را زینت کند. دریغ که دن‌کیشوت هم در سرانجام کار دانست تا چه مایه آب به غربال می‌اندوخته است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;حکایت قیصر امین‌پور و کانون نویسندگان&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;پیش از آنکه به روایت قوچانی از تاریخ کانون نویسندگان ایران بپردازم اما می‌خواهم درست از آنجایی آغاز کنم که قوچانی آغاز کرده است. از حکایت مرگ «قیصر امین‌پور» و سکوت کانون.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;قوچانی مطلبش را چنین آغاز می‌کند: «&lt;FONT color=#ff0000&gt;40 روز از مرگ قیصر می‌گذرد. شاعری که نه کارمند اداره سانسور بود و نه پادوی حجره بازار و بسی بیش از دو کتاب نوشته و سروده بود و این یعنی همه شرایطی که بر اساس آن شاعران و نویسندگان می‌توانند به عضویت کانون نویسندگان ایران درآیند و بدین معنا می‌توان قیصر امین‌پور را شاعر و نویسنده خواند. اما 40 روز از مرگ شاعر می‌گذرد و هنوز کانون نویسندگان در سکوت است. قیصر شاعر نبود یا کانون، کانون نیست؟ آیا اصولا ایران، کانونی به نام نویسندگان دارد؟ یا در اثر جبر زمان و جور زمانه اثری از کانون نمانده؟ که شاعران نویسندگان جوانمرگ شده را باید به جای بیانیه‌های کانون در بیلبوردهای شهرداری تهران جست؟ تلخ است اما واقعیت دارد که هم قیصر شاعر بود و هم کانون دایر است اما قیصر شاعر کانون نبود و کانون، کانون همه نویسندگان و شاعران ایران نیست.&lt;/FONT&gt;»&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;و بعدتر در بخش‌های پایانی مقاله‌اش باز می‌نویسد: «&lt;FONT color=#ff0000&gt;کانون همچنان در چنبره ایدئولوژی‌های چپ فرو رفته است که حتی بر اساس جدول تعاریف آن حتی قیصر امین‌پور شاعر نیست اما شاگردان بی استعداد کلاس‌های روشنفکران لائیک شاعرند و قیصرها نه در قیاس با شاعران بزرگی چون نیما، شاملو، اخوان، فروغ، ابتهاج، احمدرضا احمدی، سیمین بهبهانی و سهراب سپهری که در برابر این نوشاعران عضو کانون نویسندگان شاعر محسوب نمی‌شوند تا حتی در مرگش آگهی تسلیتی بدهند.&lt;/FONT&gt;»&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;در حقیقت کانون هیچگاه این ادعا را نداشته که «کانون همه‌ی شاعران و نویسندگان ایران» بوده است. طبیعی است هستند برخی از «شاعران» و «نویسندگان» که به دستگاه‌های سانسور وابسته‌اند. آنان ضمن این‌که به هر حال شاعر و نویسنده‌اند اما نه می‌توانند عضو نهادی صنفی شوند که یکی اهداف تشکیلش «تحقق آزادی بیان و قلم» است و نه نیازی به عضویت در نهادی دارند که یکی دیگر از اهداف تشکیلش «حمایت از حقوق صنفی اعضا» است. آنان از یک سو خود یکی از چرخ‌دنده‌های دستگاه سانسور محسوب می‌شوند و از سوی دیگر آنچنان از صله‌های حکومتی نصیب می‌برند که نیازی به دفاع از حقوق صنفی‌شان ندارند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;از سوی دیگر برخی از نویسندگان و شاعران نیز از همان ابتدای تشکیل کانون تا به امروز نخواسته‌اند که عضو کانون باشند. اینان کسانی هستند که بدون وابستگی به نهادهای حکومتی اما اعتقاد دارند «سری را که درد نمی‌کند، دستمال نمی‌بندند.» آنان ترجیح می‌دهند از ترس «شاخ گربه» آهسته بروند و آهسته بیایند و این دیگر یک انتخاب شخصی است. اگر از بد حادثه تمامی آنهایی که محمد قوچانی به آنها ارادت دارد در شمار یکی از این دو دسته‌اند مشکل از کانون نیست. کانون اتحادیه‌ی صنف بر فرض قصاب‌ها نیست که بتواند دامان خود را یک سر از آنچه در فضای سیاسی و اجتماعی ایران می‌گذرد مبرا دارد. دفاع از آزادی بیان و قلم یعنی رودررو شدن با دستگاه سانسور و دستگاه سانسور یعنی حاکمیت. آن هم در جامعه‌یی که حتا همان اتحادیه‌ی صنف قصاب‌ها هم اگر وجود می‌داشت، در شرایطی مجبور می‌شد در مقابل دستگاه‌های حکومتی ایستادگی کند. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;قیصر امین‌پور ولی از دسته‌ی دوم محسوب نمی‌‌شد. او اتفاقن اگر چه آنطور که قوچانی می‌نویسد «کارمند اداره‌ی سانسور» نبود اما از همکاران دستگاه عریض و طویل سانسور در دوران حاکمیت جمهوری اسلامی به شمار می‌رفت. من پیش از این مطلبی مفصل‌تر در مورد قیصر امین‌پور با عنوان «&lt;A href=&quot;http://asar.name/2007/12/blog-post_05.html&quot; target=_blank&gt;قافی که ابتدای نامش بود وقتی دق آورد&lt;/A&gt;» نوشته‌ام که در سایت اثر منتشر شده است اما مختصر این‌که قیصر امین‌پور یکی از بنیانگذاران و کارپردازان حوزه‌ی هنری تبلیغات اسلامی بود که یکی از وظایف اصلی‌اش مبارزه با گسترش هنر و ادبیات دگراندیش بوده است. قیصر در زمانه‌یی یکی از چهره‌های فرهنگی حکومت محسوب می‌شد که شاعران و نویسندگان مخالف و منتقد که در میان آنان شماری از اعضای کانون نویسندگان نیز بودند، دسته دسته روانه‌ی سلول‌های نمور و میدان‌های تیر می‌شدند. در زمانه‌یی که شاعران و نویسندگان بسیاری برای حفظ جان خود مجبور شدند تن به تبعید بدهند. کسانی مدت‌ها زندگی نیمه مخفی داشتند. کسانی سال‌ها نتوانستند کتابی منتشر کنند. و قیصر در تمام آن سال‌های سیاه نه تنها زبانی به انتقاد نچرخاند که هرچه سرود و نوشت در تائید همین حاکمیت بود. و حالا سوال من از آقای قوچانی این است آیا قیصر از این همه بی خبر بود؟ آیا قیصر و قیصرها از ماجرایی که بر سعیدی سیرجانی رفت بی خبر بودند؟ آیا آنها از ماجرای اتوبوس ارمنستان و ماجرای فرج سرکوهی بی خبر بودند؟ آیا از قتل غفار حسینی و احمد میرعلائی بی خبر بودند؟ و چرا حتا آن زمان که داشتند آنها را از دستگاه‌های حکومتی می‌راندند در برابر قتل محمد مختاری و محمدجعفر پوینده سکوت پیشه کردند؟ چرا یک بار این حضرات را در مراسم‌هایی که برای قربانیان ترورهای پاییز 77 برگزار شد، ندیدیم؟ و حالا چه دلیلی دارد که کانون نویسندگان برای چنین فردی آگهی تسلیت صادر کند؟ &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;به نظر من دلیل سکوت کانون در مقابل مرگ قیصر امین‌پور این است. کانون نه به این دلیل سکوت کرد که قیصر عضو کانون نبود و نه به این دلیل که قیصر را شاعر نمی‌دانست. کانون به این دلیل سکوت کرد که قیصر امین‌پور یکی از چرخ‌دنده‌های دستگاهی محسوب می‌شد که هر صدا و حضور «دیگری» را سرکوب کرد و اتفاقن کانون نویسندگان ایران خود طعم تلخ این سرکوب را بارها به جان چشیده است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;کانون نویسندگان در هیات نهادی مدنی&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;همان‌طور که در مقدمه نوشتم، محمد قوچانی در سرمقاله‌اش تاریخی تحریف شده از کانون روایت می‌کند. تصویر وارونه‌یی که قرار است به کار نتیجه‌گیری او بیاید و نیز به کار مبارزه با چپ که دیگر به حرفه‌ی پر رونق قوچانی و یارانش تبدیل شده است. من برخی از این تحریف‌ها را آشکار خواهم کرد و برخی از این خطوط را نیز.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;قوچانی می‌نویسد: «&lt;FONT color=#ff0000&gt;در فصل اول اساسنامه کانون چنین آمده است: &quot;کانون نویسندگان ایران موسسه‌ای است غیرتجارتی که به منظور حمایت و استیفای حقوق مادی و معنوی اهل قلم و کمک به نشر آثار ایشان و هدایت نوقلمان و پرداختن به فعالیت‌های فرهنگی از قبیل تشکیل مجلس سخنرانی، سمینارها، کنفرانس‌ها و نمایش‌ها یا شرکت در آنها، گسترش و تعالی فرهنگ ملی و آشنایی با مظاهر مختلف فرهنگ امروز جهان و نیز به منظور کمک به زندگی کسانی از اهل قلم که در مضیقه‌اند در حدود اساسنامه کانون و مقررات جاری کشور تاسیس می‌شود.&quot; این اساسنامه از تاسیس نهادی مدنی، صنفی و فرهنگی خبر می‌داد اما در عمل کانون هرگز به آن تن نداد. کانون خود محصول انشعابی سیاسی و بر مبنای جناح‌بندی ادبی بود.&lt;/FONT&gt;»&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;اول: مشتاقم بدانم چرا قوچانی می‌نویسد که کانون نهادی مدنی، صنفی و فرهنگی نبوده است؟ چون با سانسور مبارزه می‌کرد؟ چون از نویسندگان و شاعرانی تشکیل شده بود که بر خلاف حواریون کنگره‌ی نویسندگان ایران که توسط دربار راه‌اندازی شده بود، می‌خواستند در مقابل سانسور ایستادگی کنند؟ چون به بازداشت و زندانی کردن نویسندگان و شاعران اعتراض می‌کرد؟ آیا اگر کانون در حد یک انجمن ادبی می‌ماند که تنها وظیفه‌اش برگزاری شب‌های شعر و داستان بود، آنگاه نهادی «مدنی، صنفی و فرهنگی» به حساب می‌آمد؟ اگر حالا مثلن «سندیکای کارگران شرکت واحد تهران و حومه» به بازداشت و اخراج اعضای سندیکا و تضییع حقوق کارگران شرکت واحد اعتراض می‌کند، از نظر قوچانی نهادی «مدنی و صنفی» نیست؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;گمان می‌کنم محمد قوچانی باید تعریف خودش را از خصوصیات یک نهاد مدنی، صنفی و فرهنگی ارائه کند. من اما ادعا دارم که کانون نویسندگان اتفاقن یکی از نمونه‌وارترین نهادهای «مدنی، صنفی و فرهنگی» زمانه‌ی خود است. کانون، نهادی مدنی است به این دلیل که فضای فعالیت خود را جامعه‌ی مدنی تعریف کرده است و به عنوان یک تشکل هیچ گوشه‌ی چشمی به قدرت سیاسی ندارد. کانون، نهادی صنفی است به این دلیل که تلاش می‌کند از منافع نویسندگان و شاعران و مترجمان دفاع کند. اگر سویه‌ی مبارزه با سانسور در کانون پررنگ‌تر بوده اول به این دلیل است که اولین مشکل نویسنده و شاعر و مترجم در ایران این است که آیا کتابش مجوز نشر خواهد یافت؟ آیا پس از انتشار کتاب را توقیف نخواهند کرد؟ آیا او را به دلیل نوشتن کتابی که با مجوز خودشان منتشر شده است، به بند نخواهند کشید؟ آیا مجوز چاپ‌های بعدی کتاب را خواهند داد؟ و این شرایط ویژه‌ی جمهوری اسلامی نیست. سانسور هرچند در این دوران شدت یافته و موارد بیشتر و وسیع‌تری را در بر گرفته است اما در حکومت پهلوی نیز سانسور سلطه‌ی خفقان‌آوری داشته است. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;از سوی دیگر جامعه‌ی مدنی ایران نحیف‌تر از آن است که یک نهاد مدنی بتواند اراده‌ی خودش را بر آن حاکم کند. نمی‌توان از تشکلی که در دوران حاکمیت هر دو رژیم تحت شدیدترین فشارهای امنیتی بوده است انتظار داشت مثلن بر سر میزان حق‌التحریر فلان نویسنده با ناشر چانه بزند. هرچند کانون نویسندگان هرگاه که مجالی پیش آمده، از انجام چنین کاری خودداری نکرده است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;دوم: به باور من خطی چنین پر رنگ که قوچانی میان عرصه‌های فرهنگی و سیاسی رسم می‌کند وجود خارجی ندارد. نه این‌که این دو عرصه متفاوت نباشند اما چنان رابطه‌یی در هم پیچ و متقابل مابین آنها وجود دارد که نمی‌توان خط تفارق را با رنگ قرمز تند رسم کرد و گفت: این سوی خط فرهنگ است و آن سوی خط سیاست. کانون نویسندگان ایران به عنوان نهاد صنفی نویسندگان ایران هیچ چاره‌یی ندارد غیر از این‌که در عرصه‌ی فعالیت فرهنگی خود چشم در چشم سانسوربایستد. کانون نهادی فرهنگی است اما مگر می‌تواند با این توجیه که نهادی فرهنگی است در قبال هجمه‌ی گسترده و مستمر به آزادی بیان و اندیشه سکوت کند؟ اصلن باید پرسید سانسور کتاب و توقیف نشریات امری است فرهنگی یا سیاسی؟ احضار و تهدید و زندانی کردن نویسندگان امری فرهنگی است یا سیاسی؟ ربودن و قتل دزدانه‌ی نویسندگان و روشنفکران امری سیاسی است یا فرهنگی؟ سلطه‌ی فرهنگ بی چرا و استبدادی، امری فرهنگی است یا سیاسی؟ به گمان من همه‌ی اینها هم امری فرهنگی است و هم امری سیاسی و کانون نویسندگان ایران به عنوان یک نهاد فرهنگی درست به چنین دلایلی ناگزیر است آنجایی که پای دفاع از حقوق نویسندگان و روشنفکران در میانه است روی در روی قدرت سیاسی بایستد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;جناح‌بندی در کانون نویسندگان&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;قوچانی می‌نویسد: «&lt;FONT color=#ff0000&gt;در آغاز حداقل دو جریان موازی در کانون وجود داشت؛ اول جناح چپ سنتی یا نویسندگان عضو حزب توده مانند محمود اعتمادزاده (م. الف. به‌آذین) و سیاوش کسرایی و دوم جناح چپ مستقل یا نویسندگان متمایل به نیروی سوم (خلیل ملکی و انشعابیون حزب توده) مانند جلال آل‌احمد.&lt;/FONT&gt;»&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;این جناح‌بندی دیگر شاهکار قوچانی است. ویژگی کانون نویسندگان ایران از همان ابتدای تشکیل تا همین امروز این بوده است که توانسته نویسندگان بسیاری را با اندیشه‌ها و باورهای گوناگون حول مبارزه با سانسور و تحدید آزادی اندیشه و بیان و نشر گرد هم آورد. در تاریخ کانون نویسندگان نام‌هایی دیده می‌شود که از گستردگی کانون حکایت می‌کند، گستردگی و تنوعی که فروکاهیدن آن به دو جناح تنها می‌تواند ناشی از غرض‌ورزی یا نا‌آگاهی نویسنده باشد. توجه کنیم که در کانون نویسندگان ایران از جلال آل‌احمد تا به‌آذین، از فریدون آدمیت تا احمد شاملو، از رحمت‌الله مقدم‌مراغه‌یی تا سعید سلطانپور، از شیخ مصطفا رهنما تا باقر مومنی، از بهرام بیضایی تا طاهره صفارزاده، از مصطفا رحیمی تا اسدالله مبشری عضو بوده‌اند. حالا باید قوچانی پاسخ بدهد که این افراد متنوع در شمار اعضای کدام جناح بودند؟ &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;دانستن این گستردگی و تنوع اما حتا نیازی به مرور نام اعضای کانون ندارد. تنها رجوع به نتیجه‌ی انتخابات هیات دبیران کانون از آغاز تشکیل آن تا کنون می‌تواند درستی این مدعا را ثابت کند. اولین دوره‌ی انتخابات هیات دبیران کانون نویسندگان ایران، 1 اردیبهشت 1346: اعضای اصلی هیات دبیران: سیمین دانشور، محمود اعتمادزاده، نادر نادرپور، سیاوش کسرایی و داریوش آشوری. اعضای جانشین: بهرام بیضایی و غلامحسین ساعدی.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;دومین دوره‌ی انتخابات هیات دبیران، 23 اسفند 1347: اعضای اصلی: سیاوش کسرایی، محمود اعتمادزاده، نادر نادرپور، هوشنگ وزیری و محمدعلی سپانلو. اعضای جانشین: اسماعیل نوری‌علا و رضا براهنی.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;سومین دوره‌ی انتخابات هیات دبیران، (انتخاب هیات دبیران موقت)، 3 تیر 1356: منوچهر هزارخانی، رحمت‌الله مقدم‌مراغه‌یی، محمود اعتمادزاده، اسلام کاظمیه و باقر پرهام. اعضای جانشین: فریدون تنکابنی و سیاوش کسرایی.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;چهارمین دوره‌ی انتخابات هیات دبیران، 31 اردیبهشت 1357: اعضای اصلی: محمود اعتمادزاده، باقر پرهام، منوچهر هزارخانی، فریدون آدمیت و فریدون تنکابنی. اعضای جانشین: علی‌اصغر حاج‌سیدجوادی و شمس آل‌احمد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;پنجمین دوره‌ی انتخابات هیات دبیران، 30 فروردین 1358: اعضای اصلی: باقر پرهام، اسماعیل خویی، محسن یلفانی، احمد شاملو و غلامحسین ساعدی. اعضای جانشین: سیاوش کسرایی و هوشنگ گلشیری.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;ششمین دوره‌ی انتخابات هیات دبیران، 10 تیر 1359: اعضای اصلی: نسیم خاکسار، محمد مختاری، منوچهر هزارخانی، ناصر پاکدامن و سعید سلطانپور. اعضای جانشین: اسماعیل خویی، هوشنگ گلشیری، محمدعلی سپانلو، نعمت میرزازاده و عاطفه گرگین.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;هفتمین دوره‌ی انتخابات هیات دبیران، 31 اردیبهشت 1360: اعضای اصلی: احمد شاملو، غلامحسین ساعدی، باقر پرهام، محسن یلفانی و سعید سلطانپور. اعضای جانشین: هوشنگ گلشیری و حسن حسام.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;هشتمین دوره‌ی انتخابات هیات دبیران، (انتخاب هیات دیبران موقت)، 13 اسفند 1377: اعضای اصلی: سیمین بهبهانی، علی‌اشرف درویشیان، شیرین عبادی، کاظم کردوانی و هوشنگ گلشیری. اعضای جانشین: کاوه گوهرین، مهرانگیز کار، ایرج کابلی، شهلا لاهیجی و اکبر معصوم‌بیگی.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;نهمین دوره‌ی انتخابات هیات دبیران، 4 آذر 1378: اعضای اصلی: هوشنگ گلشیری، علی‌اشرف درویشیان، کاظم کردوانی، سیمین بهبهانی و محمود دولت‌آبادی. اعضای جانشین: فریبرز رییس‌دانا، محمدعلی سپانلو، ناصر زرافشان، اکبر معصوم‌بیگی و ایرج کابلی. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;دهمین دوره‌ی انتخابات هیات دبیران، 26 آبان 1379: اعضای اصلی: علی‌اشرف درویشیان، محمود دولت‌آبادی، حافظ موسوی، ناصر زرافشان و فریبرز رییس‌دانا. اعضای علی‌البدل: فرشته ساری، اکبر معصوم‌بیگی، محمدعلی سپانلو، نسترن موسوی و جمشید برزگر.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;یازدهمین دوره‌ی انتخابات هیات دبیران، 29 آذر 1380: اعضای اصلی: سیمین بهبهانی، ایرج کابلی، سیدعلی صالحی، عباس مخبر و نسترن موسوی. اعضای علی‌البدل: جواد مجابی، امیرحسن چهلتن، جاهد جهانشاهی، محمد قائد و محمد قاسم‌زاده.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;کانون نویسندگان و حزب توده&lt;/FONT&gt; &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;قوچانی می‌نویسد: «&lt;FONT color=#ff0000&gt;کانون نویسندگان در دوره اول تحت نفوذ کاریزمای جلال آل‌احمد سعی بسیاری در دوری از حزب توده داشت اما در دوره دوم که از سال 1356 شروع شد نفوذ حزب توده در کانون فزونی گرفت. بخشی از این نفوذ به دلیل فقدان رهبری مستقل ادبی در کانون بود و بخش دیگری از آن به شرایط جدید کشور، سقوط سلطنت پهلوی و عدم استقرار نظم جدید سیاسی بازمی‌گشت. در این دوره مرکز فرهنگی گوته جانشین تالار قندریز شد که در دوره اول محل تجمع ثابت اعضای کانون بود و در سال 1357 محل برگزاری شب‌های شعر کانون شد که سهم این نهاد از مشارکت در سرنگونی سلطنت بود.&lt;/FONT&gt;»&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;تاریخ اما با تاریخ‌نگار نونویس ما همراهی نمی‌کند. فهرست کسانی که در همین شب‌های شعر گوته سخنرانی کردند و شعر خواندند دست قوچانی را رو می‌کند، شب‌های شعری که به نوشته‌ی قوچانی در دورانی برگزار شد نفوذ حزب توده در کانون «فزونی» گرفته بود. در شب‌های شعر گوته این افراد سخنرانی کردند یا شعر خواندند: هوشنگ گلشیری، شمس آل‌احمد، بهرام بیضایی، محمد زهری، طاهره صفارزاده، سیروس مشفقی، اسلام کاظمیه، منوچهر هزارخانی، غلامحسین ساعدی، یدالله مفتون امینی، حسین منزوی، عظیم خلیلی، علیرضا نوری‌زاده، هوشنگ ابتهاج، باقر پرهام، محمد حقوقی، فریدون تنکابنی، عبدالله کوثری، منوچهر نیستانی، بیژن کلکی، منوچهر شیبانی، جلال سرفراز، محمد خلیلی، محمود اعتمادزاده، مصطفا رحیمی، باقر مومنی، محمد قاضی، سیمین دانشور، محمدعلی مهمید، اسماعیل خویی، کیومرث منشی‌زاده، سعید سلطانپور، اصغر واقدی، محمود مشرف‌آزاد تهرانی، علی موسوی گرمارودی، جعفر کوش‌آبادی، علی باباچاهی، سیاوش کسرایی، نعمت میرزازاده، فریدون مشیری، مهدی اخوان‌ثالث، منصور اوجی، اورنگ خضرایی، فرخ تمیمی، جواد طالعی، فریدون فریاد، محمدعلی بهمنی، سیاوش میرمطهری و تقی هنرور شجاعی. بد نیست آقای قوچانی میزان نفوذ حزب توده در کانون را بر اساس این فهرست روشن کند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;اما چرا قوچانی به دروغ می‌نویسد: «در دوره دوم که از سال 1356 شروع شد نفوذ حزب توده در کانون فزونی گرفت.» دلیل این تحریف تاریخ به گمان من به هیچ وجه ناآگاهی قوچانی نیست. قوچانی در دروغ‌پردازی‌هایش از هوشمندی کریه و مهوعی بهره می‌برد که باید برای دریافتن آن از نوشته‌ی قوچانی رمزگشایی کرد. او در سرتاسر نوشته‌اش تلاش می‌کند برخی از نویسندگان عضو کانون را در برابر کلیت این تشکل قرار دهد و ناچار است برای این‌که برگزیدگانش یعنی باقر پرهام، هوشنگ گلشیری و محمدعلی سپانلو را در اشتباهات کانون بی تقصیر و «پاک» جلوه دهد، تاریخ را وارونه کند. این در حالی است که این هر سه از اعضای کانون نویسندگان ایران بوده‌اند و هر سه ضمن این‌که در کنار دیگران تلاش داشته‌اند کانون برپا بماند، در اشتباهات آن نیز شریکند. من در اینجا سعی می‌کنم برخی اشتباهاتی را که باقر پرهام در روایت تاریخ کانون مرتکب آن شده روشن کنم.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;کانون نویسندگان و اخراج گروه پنج نفره&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;قوچانی از تحریف تاریخ تنها چند خط بعد نتیجه می‌گیرد: «&lt;FONT color=#ff0000&gt;پس از پیروزی انقلاب اسلامی اما تداوم جناح‌بندی ادبی در کانون نویسندگان بار دیگر آن را در معرض انشعاب قرار داد. شاخص جناح چپ سنتی در این دوره همچنان به‌آذین بود اما روشنفکران مستقلی مانند باقر پرهام هم در شورای دبیران حضور داشتند که با وجود خاموشی چراغ چپ مستقل، در برابر تبدیل شدن کانون به شعبه‌ای از حزب توده مقاومت می‌کردند. باقر پرهام داستان این منازعه ادبی ـ سیاسی را چنین روایت می‌کند: &quot;در همین سال 58 بود که دعوای ما با توده‌ای‌ها درگرفت و توانستیم در مجمع عمومی کانون آنها را کنار بزنیم.&quot;&lt;/FONT&gt;»&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;گمان می‌کنم برای فروکاهیدن آن «منازعه‌ی ادبی ـ سیاسی» به مقاومت در برابر نفوذ حزب توده است که قوچانی مجبور می‌شود تاریخ را وارونه کند. این اما واقعیت نیست. هر چند برخی از اعضای کانون نویسندگان عضو حزب توده بودند اما حزب توده اگر نفوذی رو به فزونی در کانون داشت می‌توانست از اخراج پنج نفر از اعضای وابسته به حزبش یعنی محمود اعتمادزاده، هوشنگ ابتهاج، سیاوش کسرایی، محمدتقی برومند و فریدون تنکابنی جلوگیری کند. این اتفاق اما رخ نداد و در مجمع عمومی کانون، اخراج این پنج نفر رای آورد. با این حال اخراج آن پنج نفر که باقر پرهام از آن با افتخار یاد می کند و محمد قوچانی آن را به منزله‌ی دفاع روشنفکران مستقل از استقلال کانون جلوه می‌دهد، سویه‌ی دیگری هم دارد. سویه‌یی که تاکنون ناگفته مانده است. به باور من آن منازعه، فارغ از این‌که امروز حق را به کدام سوی ماجرا بدهیم، دقیقن در مرکز کشاکش نیروهای چپگرای غیر توده‌یی با حزب توده قرار داشت و از جنبه‌یی طبیعی هم بود.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;اختلافاتی که در نهایت منجر به انشعاب در کانون نویسندگان شد به تحلیل‌های متضادی برمی‌گشت که شاعران و نویسندگان از شرایط اجتماعی داشتند. در آن شرایط اجتماعی که همه‌ی مردم موضع‌گیری سیاسی داشتند. در شرایطی که حتا فیلم فارسی‌سازان پیش از انقلاب هم با ساختن فیلم فارسی‌هایی که حالا مضمون سیاسی داشت، نسبت به اتفاقات پیرامون خود واکنش نشان می‌دادند، نمی‌شد از شاعران و نویسندگان انتظار داشت کناره بگیرند و به کار خود مشغول باشند. با این حال درک آن شرایط و علت آن اتفاق مسئله‌یی است و توان نقد آن مسئله‌یی دیگر. حالا که بسیاری آب‌ها از بسیاری آسیاب‌ها افتاده می‌توان گذشته را با عینک امروز نقد کرد. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;باقر پرهام در نقل قول‌هایی که قوچانی از او آورده هنوز از آن عمل دفاع می‌کند اما برای نشان دادن تفاوت‌های این نوع نگاه، نگاهی که سعی می‌کند اشتباهات را بزرگ کند و البته آن را به گردن دیگران بیندازد، با نگاهی که سویه‌ی آن دموکراتیسم چپ&lt;/FONT&gt; &lt;FONT size=4&gt;است مجبورم نقل قولی طولانی از محمد مختاری را در اینجا بیاورم. مختاری در مقدمه‌ی کتاب «انسان در شعر معاصر» می‌نویسد: «در آن سال،&lt;/FONT&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 21pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;[پاییز سال 1358] پنج تن از اعضای برجسته&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=4&gt; کانون نویسندگان به سبب &quot;نقض عملی اصول دموکراتیک و منشور کانون&quot; به رای مجمع عمومی از کانون اخراج شدند. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 21pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;در آن ایام کانون در پی برگزاری &quot;شبهای آزادی و فرهنگ&quot; بود، و هیات دبیران کانون نیز در تماس با مقامات مسئول، در پی کسب اجازه بود. اما آن گروه با برگزاری چنین شبهایی مخالف بودند، و با اتکا بر تحلیل سیاسی و گروهی خویش تصمیم کانون را انحرافی و نادرست و بر خلاف مصالح ملی قلمداد می‌کردند، و طی بحثهای گوناگون در جلسات عمومی، به رغم رای و نظر اکثریت اعضا که تصمیم به برگزاری شبها گرفته بودند، می‌خواستند رای و نظر خود را تحمیل کنند. و به هر شکل و وسیله‌ای در پی آن بودند که &quot;شبهای کانون&quot; برگزار نشود. به همین سبب نیز مساله را از داخل کانون به روزنامه‌ها و ارگانهای سیاسی کشاندند. طی مقاله‌های متعددی به تخطئه کانون پرداختند. موضع آن را یک موضع سیاسی خاص القا کردند، و برچسبهایی بدان زدند که ضرورتی نمی‌بینم در اینجا از آنها یاد کنم، به ویژه که شرح و تفصیلش نیز بسیار است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 21pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;سرانجام هیات دبیران، تعلیق عضویت گروه پنج نفره را اعلام کرد. اما مخالفتها در اینجا و آنجا همچنان ادامه یافت. و در پی آن حدود یکصد تن از اعضای کانون طی نامه‌ای خواستار برگزاری مجمع عمومی فوق‌العاده شدند تا به مساله رسیدگی شود. در مجمع عمومی، دو پیشنهاد درباره عضویت این گروه به هیات رئیسه مجمع ارائه شد. نخست پیشنهاد آقای محمدعلی سپانلو بود که بر ادامه تعلیق به مدت 6 ماه تاکید داشت. دیگری پیشنهاد اخراج بود که از سوی شش تن از اعضا از جمله این جانب، امضا شده بود. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 21pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;همراه با پیشنهاد ا